![]() |
![]() |
|
| آنچه در بهار مست رویید..در قمار با پاییز رفت..چه خوب است ، داشتن چیزی برای باختن .. |
|
بعضی موقع ها فقدان یک چیزی که همیشه بوده ، آدم رو متوجه می کنه که چه ارتباطات قوی و مبهمی با اون داشته... بعضی موقع ها هم قرار گرفتن در یک موقعیت جدید، حسی رو در آدم به وجود می آره که براش تازه و غریبه.. دیوانگیت را نباید پنهان کنی. ... توی زندگی یه وقتا ، تنهایی رمز عبوره .. هیچ وقت زیاد آرزوی چیزی نکنین چون ممکنه وقتی بهش رسیدین پیشیمون بشین . من به جادوی کلمات اعتقاد دارم..ولی نه..من شیاد نیستم..دیگه ازش استفاده نمیکنم.. از این کتاب فقط یه تیکه رو دوست دارم!! از اين شهرها آنچه بر جاي ميماند تنها باد است كه در لابهلاي آنها ميوزد.. خانه براي شكمپرست، شاديبخش است . اوست كه آن را تهي ميكند .. ما نيك ميدانيم كه رفتني هستيم و پس از ما چيز باارزشي نخواهد آمد و به هنگام زلزله-كه خواهد آمد اميد،كه نگذارم بر اثر تلخكامي سيگارم خاموش شود من،برتوات برشت، له شده در شهرهاي آسفالت دير زماني پيش از اين، در تن مادرم، از جنگلهاي سياه فرا آمدهام . "برتولت برشت " "ترجمهً:بهروز مشيري" منم یلدا .. |
|
چرا هیچ چیزی ابدی نیست؟؟ یا رومی روم..یا زنگیه زنگ.. من 1 روز خوشحالم..10 روز ناراحت.. واقعا خسته شدم از این حال.. روزهاي ساكن .. خاكستري، بي تلاطمي،بی آشوبي، بی هيجاني، بي هيچ ، بي هيچ كه مي گذرد ؛ آروم؛آروم و تكراري؛ اين بي خيالي ،گفتيد آخر ِخوشبختيست . فقط گاهي خوشبختي آزارم مي ده . نخ ِ بادبادك رو محكم بگير اما بزار بره . دور شه . دور ِ دور ِ دور... دلش هوا بخوره . اما نخش رو ول نکنیا! ديروز ، دست ِ يك مرد مي لرزيد ... دريا كه اين نيست . - غرق مي شي. ملالم مي دهد اين روزهاي ِخلوت ِ بي خطر ! - اسب كه اسم ِ دختر نيست!! حوصله نوشتن ندارم... |
|
آنچه انسانها را از پای در می آورد رنجها و سرنوشت نا مطلوبشان نیست بلکه بی معنا شدن زندگی است که مصیبت بار است .. و معنا تنها در لذت و شادمانی نیست بلکه در رنج و مرگ هم میتوان معنایی یافت. "دکتر ویکتور فرانکل " دلیل این که آرومم امید لمس دستاته همین لبخند پنهانی کنار لحن گیراته |
|
بی حالم.. خسته ام.. سرما داشتم ..بد تر شد م! با پیاده رویه نیم ساعته زیر بارونو نپوشیدن لباس گرم!
ضعیف شد م؟ نه نه ..تو قوی هستی یلدا! دوست جونم بهم یاد د اد ه همیشه از خودم مراقبت کنم نه مواظبت! فرق این 2 تا لغت اینه که مراقبت یعنی به خودت برسی ، حال بدی ، به فکر سلامتیت باشی و چند تا لغت خوبه دیگه، ولی مواظبت یعنی این که همیشه بیم و هراس داشته باشی از یه بلای احتمالی که یه روزی یه جایی ممکنه سرت بیاد! میخوام از خودم مراقبت کنم! دلم واسه پرستارم تنگ شده... نگو قراره که دیگه ..یه لحظه پیشم نباشی.. نمی زارم یواش یواش..همرنگ سایه ها بشی... دسته گلهاتو نمیخوام..خاطره هاتو نمیخوام.. خودت که بهتر میدونی.. که من فقط تورو میخوام.. گلهای باغچه رو برات..تک تک از شاخه چیدم.. ببین چقدر جون میکنم..بهت بگم دوست دارم.. بهت بگم دوست دارم.. هه هه .. کاش بلد بودم حسم رو به زبون بیارم.. راحت حرف بزنم.. من مغرور نیستم.. دله من بغضت رو بشکن..غریبگی نکن با من..ببار مثله ابر بهار ..دله من.. پ ن : از زبون سیمین دانشور!!! گریه نکن خواهرم، در خانهات درختی خواهد رویید و درختهایی در شهرَت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درختها از باد خواهند پرسید: در راه که میآمدی سحر را ندیدی؟ سحر اسب بودا!! |
|
اصلا میدونی انتظار یعنی چی؟ شاید این جمعه بیاید! از مسخره بازیات خندم نمیگیره.. چرا گوشیتو جواب ندادی؟ نکنه باز ...؟ نه نه ..به خدا خواب بودم! ( تو دلم :خدایا یعنی بعد مهمونی، خوابیدم) گوشای من مخملیه؟ آره! نه ..اااا، این حرفها چیه! الان عصبیم..فردا می حرفیم ! من الان خوبم ولی ! یه کلمه ی دیگه بگی ... ک ..ل..م..ه شورشو در آوردی دیگه ، من خودم همه رو می پیچونم ، اون وقت تو یه وجب بچه !! یه نخ وینستون لایت !! ته سیگاره تلخ... اسکاچی دوست داری؟؟ نه ! همه ی سوسولا میپوشن! یقه فراگ دوست دارم! … black tie ؟ عطر؟ Flavor of bulgari زرورق ؟ نه آقا ..مگه من تریاک خریدم! منظورم اینه که بپیچم ؟؟ آقاهه چقدر فک میزنه! میخواد جنساشو به من غالب کنه؟؟ اذیتتون نمیکنه؟؟ چی؟ !!Music ا..ما که با هم بودیم! چرا الان سوار آژانسم؟ شر و ور میخونه چرا!!؟؟ اگه خوب بلدی برقصی..بیا امشبو واسه من بلرزون...همه میدونن خیلی دافم ! منو از قرکمرت نترسون!! 1..2..3..حالا ریتم عوض! کی میگه دافم قشنگتره؟؟ من از همشون قشنگترم!! حالا که شد دیگه ریتم عوض، میخوام برسونم یه دافیه شاخ رو به عرش!! !Next plz مستمو مستم ..آره جردنو بستم..آره تو فاز دنسم..آره ازم میترسن!! بالای بالا.. استایله لا لا.. کوتاه نمی آم! من تورو میخوام!! NEXT چرا اینجوری شد! چیزی فرمودین خانومی؟؟ نه نه .با خودم بودم!! 2 روزه پیش همه چی خوب بود! الان همه چی خوب نیست! برخورد ه کم..تماسه کم..حرفه کم.. از دل برود هر آنکه از دیده رود! بازم سکوت .. ترانه.. نه میخندم..نه میخوام گریه کنم برای تو.. این ازم بر نمی آد که آب بشم به پای تو.. تو کتم نمی ره که دوباره خام تو بشم! واسه من طعمه نزار..محاله رام تو بشم.. اشک میآد.. چرا من قدر داشته هامو نمیدونم؟؟؟ بعد که میرن از غصه دق میکنم؟؟ بی لیاقت.. قیافتو اونجوری نکن بی..ش..ر..ف! ازت متنفرم.. مرسی! عاشقتم ع..و ..ض..ی.. آی...آی..تنها شدم وای.. کجای دنیای؟؟ چرا نمی یای؟؟ مگه منو نمیخوای؟... نیستیو خستمو..بتو وابستمو.. اشک.. خانم میخواین برسونمتون نزدیکترین دکتر؟ نه.. براتون شاد میزارم ..فازتون عوض شه! قبلا dj بودید ؟ هه هه..شاید تو زندگیه قبلیم! به تناسخ اعتقاد دارید؟ من حالم مساعد نیست.. جواب نمیدم.. خدایا..کمکم کن.. ازت دور شدم.. میدونم هر وقت مشکل داشتم بی چشم داشت کمکم کردی.. گیتار شکسته! کاغذ دیواریه آبی.. تخت پلنگی! نوره سیاه! از اینجا میترسم! چند تا چند تا؟؟ از کف بدادم اعتبار.. می میزنم.. می میزنم.. جام پیاپی میزنم.. هی می زنم هی میزنم.. بر جان این دلخسته ی بشکسته تار... این به دلم نشست.. کوچه خیلی خوبه...خونه خیلی دوره... کبوتره میخونه.اون که روی بوم خونه... نشسته روبرومه... بچه های کوچه... با توپ پلاستیکیشون میان بیرون دونه دونه... مامان مشغول آشپزی... حرف نداره باش کسی... یه گوشه ناراحت نشسته دستش دسمال کاغذی... بابا سر کاره... بابا فکر مإ...باب ا قهرمانه...آره بابا قهرمانه.... آسمون آبیه...جای اون خالیه...که باشه و ببینه اینقد حالمون عالیه... خیابونا شلوغو هر جا آب جوب جاریه...اینجا خوب جاییه...آره خوب جاییه... درختا سربلند... کاجو سرو از هر دو ور و...مرد و زن...میخندنو میزنن با هم حرف بلند... مردمم بی درد و غم... با همن میگن خوشن...دیدم خودم... که هدف هرکی...اینه که سبز شه علف هرزی... هیچ جا نمیخوام... هیچ جا نمیخوام...هیچ جا نمیخوام باشم جز اونجا... کوچه خیلی خوبه...خونه خیلی دوره... کبوتره میخونه.اون که روی بوم خونه... نشسته روبرومه...بچه ها تو کوچه... با توپ پلاستیکیشون میان بیرون دونه دونه... مامان دم پنجره...دستش ظرفشه... کمکش میکنم نمیذارم یه وقت خسته شه... بابا سر کاره... بابا فکر مإ...بابا قهرمانه...آره بابا قهرمانه.... ابر نیست بالا ما.تا سفید بشه شهر ما...باز دوتا بال ما...میریم با هم بالا... میگه کوچولو به بابایی...که بخون برام لالایی...نگران نمیشم میدونم فردا با مایی... شبا آروم...با خنده خوابیدن...صبحا آسون...سر کار میرن... حرف تو حرف نمیره...دس تو دسته دیگه... هرکی هرجا میره... آسمون نیست آلوده...سفید مثل فالوده... لابد اون بالاها یکی فکر ما بوده... هیچ حا نمیخوام باشم جز اونجا... زنگ مدرسه میخوره دوباره قبل سه...وقتشه برم خونه...کوله پشتیم بندش سفت... کوچه ها رو را میرم...اینجا همه خوبن...صبح تا شب یه مشت آدم میان دم خونم... در و توری.پنجره باز...هر روز میاد خبره شاد...میزنیم از حنجره داد... این روزا رو نبره باد... ماها همه با همیم...اینجا همه راحتیم.تو سرزمین مادریم...اینجا تو ایران زمین... کوچه خیلی خوبه...خونه خیلی دوره... کبوتره میخونه.اون که روی بوم خونه... پ ن : مینویسم که سبک شم..متن ادبی و داستان نیست..12 تا کامنت خصوصی داشتم که 2 تا پست قبلیمو نقد کردند..من نویسنده نیستم..اینجا فقط واسه دله خودمه..مبهمه ولی برای من روشنه... |
|
صفحه نخست کارم داشتید؟ آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| زیاد دور نیست..اندیشه ی باران.. |
تنها یک چتر سکوت..
|
| به قلم |
|
یلدا love story |
| همیشه همراه های من |
|
آهوي خوشگلم عمو بهرام Angel یاداشت های شخصی یک دوست |
|
RSS
|